
5 عادت مهندسان برتر قابلیت اطمینان
اول از همه، پنج “نباید”
این پنج عادت، موفقیتهای بزرگی هستند که از بسیاری از شکستها سرچشمه میگیرند. با این حال، برای درک این عادتهای خوب، ابتدا باید عادتهای بدی که این عادات را از بین میبرند درک کنید.
ندانستن – بسیاری از مشکلاتی که در حال تجربه آن هستید، آنهایی هستند که حتی از آن آگاه نیستید. این مشکلات یا به اندازه کافی نامرئی هستند که نمیدانید چه مقدار وقت و هزینه برای کارخانه یا سازمانتان در بر دارند و یا در نهایت در بدموقع ترین زمانها ظاهر میشوند. مهندسان خوب قابلیت اطمینان، مشکلات را در زمان ظاهر شدنشان برطرف میکنند، اما مهندسان برتر قابلیت اطمینان مشکلات را پیش از وقوعشان کشف و برطرف میکنند.
نفهمیدن – پذیرفتن یک مشکل و درک کردن آن ممکن است در ظاهر شبیه باشند، اما آنها کاملاً متفاوت هستند. اغلب، مهندسان یک راه حل را بدون درک مشکل به طور دقیق، به کار میبندند. درست مانند یک بانداژ که برای درمان نیش زهردار یک مار بی اثر است، باید تعجب کرد که چرا برخی از مهندسان با مشکلات اساسی همانند زخمهایی سطحی برخورد میکنند. هنگامی که فکر میکنید یک مشکل را حل کرده اید، آن مسئله یک بار دیگر در رادار شما نامرئی میشود، با این حال، زمانی که دوباره احیا شد، میتواند هزینههای بیشتری برای شرکت شما در بر داشته باشد. به همین دلیل درک کردن یک مشکل بسیار مهم است، چرا که اغلب به یک راهکار مشخص و سفارشی برای آن مشکل نیاز است.
نپرسیدن – یکی از موارد قابل توجه در مورد مهندسان قابلیت اطمینان این است که آنها با قوانین ثابت و غیر قابل تغییر خو گرفته اند. حتی اگر آنها مشکل را درک کرده باشند، یک راهحل از مجموعه راهحلهای سابق را انتخاب خواهند کرد. هیچ کدام از این راهحلها در واقع نمیتواند مسئله را حل کند، اما آنها سابقاً توانسته اند همه چیز را حل کنند، درست است؟ اشتباه است! مهندسان قابلیت اطمینان باید روال معمول را رد کنند. اصول پایه گذاری شده مانع انجام کار به بهترین نحو و با حداکثر توان آنها میشود. این اصول آنها را از جستجوی جاهای دیگر برای جایگزینهایی که میتواند نتایج فوق العادهای را به ارمغان بیاورد، دلسرد میکند.
استفاده نکردن از دادهها – کسب وکارها بر پایه دادهها ساخته شده اند. شما مشکلی را کشف کرده اید، یک راه حل پیدا کرده اید اما با مقاومت مدیران و همکارانتان روبه رو شده اید، چرا که به آنها دلیلی برای باور کردن راه حل بینظیرتان برای وضعیت موجود، ارائه نداده اید. چرا آنها باید به حرف شما اعتماد کنند؟ شما حقایق را به آنها ارائه نداده اید. شما از دادهها استفاده نکرده اید.
تغییر نکردن – در هر کارخانه یا سازمان، ایجاد تغییر یک تلاش تیمی است. اگر قرار باشد تغییرات شما بر روی دیگران تأثیر بگذارد، غیر ممکن است که تغییر را خودتان ایجاد کنید. همکاران شما ممکن است بر این باور باشند که راه حل شما میتواند کار کند، اما آنها به اندازه کافی برای تلاش کردن اهمیت نمیدهند. شور و شوق، همکاری را تقویت می کند، بنابراین این وظیفه شما است که اشتیاق را در محل کار خود ایجاد کنید تا بتوانید آنها را قانع کنید که این تغییرات برای همه افراد مثبت است.
منبع: Uptime Magazine: The 5 Habits of Great Reliability Engineers by Peter Horsburgh
